2777
2789

پسرم ۱۴ سالشه خیلی پسر مودب و باحیاییه

تا حالا چیزی ازش ندیدم ولی بدبختانه امروز رفتم تو گوشیش تو برنامه هاش دیدم که فیلمای پ*و*ر*ن دیده دارم سکته میکنم تو روشم اصلا نزدم که دیدم

باباشم فهمید درسو بهونه کرد گوشیشو ازش گرفت

خدایا اصلا نمیدونم چیکار کنم منی که ۲۴ ساعته مواظبش بودم کلی وقت رو تربیتش گذاشتم چرا باید اینجوری بشه

دو سال بود مدرسه ها مجازی بود خیلی خوب بود امسال که رفته مدرسه مطمئنم دوستاش بهش گفتم

خدا لعنت کنه پدرمادرای سهل انگارو که بچه هاشون از همه چیز خبر دارن میان بچه های دیگه رو هم خراب میکنن 

تا الان خیالم راحت بود پسرم چیزی نمیدونه ولی حالا که میدونم حالم خیلی بده

با یه روانشناس در ارتباطم ازش کمک خواستم تا حالا جوابمو نداده میشه کمکم کنید که چیکار کنم

خدایا امروز به معنای واقعی نابود شدم😔😔😔😔

آدم این همه زحمت میکشه برای بچه ش بعد یه عده آدم بی فکر میان گند میزنن به این همه سال زحمت

یه اتفاق طبیعی مخصوصا تو این سن 

زیاد حساس نشو ینی خودتون تو این سن کنجکاو نبودین؟  

با یه مشاورم حتما صحبت کن

من ارگ بم ُ خشت به خشتم متلاشی                             تو نقش جهان هر وجبت ترمه و کاشی

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

از کجا متوجه شدید ؟

خودش فهمید شما فهمیدید؟؟

...... یک مادر هیچ وقت از مرگ نمیترسه! بزرگترین ترس یک مادر اینه که فرزند خود را در این دنیا تک وتنها بگذارد چون می داند هیچ کس در این دنیا مثل او فرزندش را دوست نخواهد داشت.....

اصلا نیازی نیس کسی رو لعن و نفرین کنید...ی حقیقت بود بالاخره می‌فهمید مث خود ماها که فهمیدم حالا به هر طریقی...ماشاالله دیگه نوجوونه

وزن شروع》90 وزن هدف》۶۵...پشت کرده ام ب گذشته...ب روزهایی ک با اندوه شب شدند...دشمن شده ام با آنها ک مرا ن تنها یکبار بلکه هزار بار آزردند رو ب آینده ای نشستم ک هیچکدام از آن آدمها و روزهای ملالت امیز،درونش جایی ندارند.مادربزرگ همیشه میگفت:روی زخم های دلت مرهمی نگذار!صبر کن بسوزند و بفهمند دستی نیست برای مداوایشان آنوقت یاد میگیرند با هر حادثه خراش برندارند...گذشته ام را بی هیچ دوایی رها کرده ام،دشمنانم نیز در مخروبه ترین قسمت مغزم.باید یاد بگیرم برای هر رنجشی پماد امید بخشی نیس؛درد را باید تجربه کرد تا دیگر هر زخمی،روح را ب انزوا نبرد...حالا آدمی شده ام بیگانه با انچه تصور میکنی.هرچقدر میخواهی طعنه بزن و کنایه هایت را در دهانت بچرخان!من تنها آینده ای را میبینم ک نه برای تو جایی هست نه روزهای  هدر رفته!مادربزرگ قربان دهانت راست میگفتی:مرهم همیشه دوای درد نیس،گاهی باید بی اهمیت بود درد خودش از خانه میرود...!

به نظرم این شدت از ناراحتی لازم نیست 

اینکه فیلم دیده بده 

ولی اینکه میدونه اصلا بد نیست 

بالاخره تو سنی که باید بدونه 

اینطوری برای محافظت از خودشم بهتره 

کاش بچه هامون تو سن مناسب و با بهترین آموزش این مسائل رو یاد بگیرن 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز