سلام . میخوام داستان ۷ماه تلاشمو و رد شدنم بگم . تا جایی که خودم از خدا خواستم عزیزترین چیز یعنی مادر شدن از من بگیره .
اینجا همه میان درمورد تلاششون و دعاها و نذر هاشون میگن که حاحت نگرفتن اما حس میکنم هیچ کدوم اندازه من تلاش نکردن.
من تو کل زندگیم سعی کردم حق الناس به گردنم نباشه هیچ وقت از خدا چیزی نخواستم گفتم هرچی خدا مقدر کرده همون خوبه تا اینکه یه مشکل واسم پیش اومد . نمیتونم بگم چیه. اما از روز اول رفتم مشهد پنج روز شبانه روز تو حرم نشستم خادم های حرم پا به پای ضجه های من اشک ریختن .امام به جان پسرش قسم دادم از صبح تا شب دعا خوندم و انواع نذرهارو کردم .
نذر طلا. نذر غذا.نذا پول . نذر کیک و شربت . نذر صلوات و... انجام دادم و سپردم به امام مطمین بودم جواب میگیرم اما نشد که نشد بعد برگشتنم کاملا متوجه شدم مشکلم دیگه قابل حل نیست مگر خدا بخواد
شبهای قدر رسید و من شب تا صبح قران به سرم گرفتم و نشد
انواع چله هارو برداشتم . چله یاسین . چله زیارت عاشورا. نادعلی . چله حق شناس و..
هر دعا و هر ذکری هرجا بود خوندم . دعای مقاتل . مشلول . حدیث کسا و... نشد
عاشورا شد . امام حسین واسطه گذاشتم نذر غذا . نذر پول . نذر شیر خشک برای ایتام و... نشد
استغفار کردم چند شبانه روز و قسم خوردم دوتا از گناهانمو واسه همیشه ترک کنم . نماز شب خوندم نماز استغاثه خوندم . نوشتم خواستمو گذاشتم لای قران نشد .
حضرت فاطمه .حضرت علی .حضرت محمد . حضرت ام البنین واسطه گذاشتم انواع ذکرها صلوات ها و... نشد
مادرم پا به پای من گریه کرد و دعام کرد اما نشد .
اونقدررر گریه کردم که چشمام خشک شده . اونقدر غذا نخوردم که الان معدم تحمل هر غذایی نداره و پسش میزنه.
شنیده بودم که ادم با عزیزترین خواستش امتحان میشه از بچگی عاااشق مادر شدن بودم عاشق بارداری بچه داشتن الان یکماه التماس خدا میکنم که من حسرت ب دل بچه بزار هیچ وقت نزار بچه دار بشم اگر تاوانی قراره پس بدم من با عزیزترین ارزوم امتحان کن اما مشکلم حل کن اما بازم نشد که نشد
همه دوستام میگن مگه میشه یه نفر اینهمه سمت خدا بره و خدا ندید بگیره .
لطفا نگید صلاح نیست یا حکمتی داره شما نمیدونید مشکل من چیه اگه حل نشه روزگارم سیاه .
کسی هست اندازه من از سمت خدا ندید گرفته بشه؟!