من تا ۱.۵ سال دیگه برنامه دارم از ایران برم ولی اون هی کنه میشه که منم باید با خودت ببری میگم خدایا من خودمو به زور شایدد بتونم از اینجا خارج کنم اصلا رو اعصابم رفته انگیزم از دست دادم بعد هردفعه مجبورم باهاش دعوا بگیرم چیکار کنم ولم کنه دیگه من اصلا خوشم نمیاد یکی بهم بچسبه حالا مادرم باشه پدر باشه یا شوهر یا هرکسی .اصلا اعصابم داغونه حوصلشو ندادم دیگه😑😑😑بعد همش میگه اصلا چرا نمیخوای منو ببری وای میخوام کلمو بکوبم تو دیوار