خستم صبح تاپیک زدم که دعوام شده با شوهرم بعدازظهر رفتم خیابون ادلین بار بود بی اجازش میرفتم..شبم قرار بود بریم مهمونی
منم یکم گشتم تو خیابون یه چندتا خرید کردم کلی روحیم عوص شد ...وقتی برگشتم بهم سیلی زد گلدون و از سر پله ها پرت کرد تو سرم بخاطر اینکه فقط بی اجازش رفته بودم بیرون
رفتیم مهمونی الان اوردم خونه و خودش رفت خستم ..از تنهایی بی کسی