سلام
یادمه خودم که همسن خواهرم بودم موهای اونجام دراومده بود خیلی خیلی اذیت میشدم به مامانم میگفتم بی محلی میکرد حتی بعد یه مدت دیگه نتونستم تحمل کنم خودم با قیچی میزدم الان یادم میاد خدا رو شکر میکنم که بلایی سرم نیومده اون موقع ها
مامانم همین الانشم اینجوریه سیبیلامو و وسط ابرومو یواشکی میگیرم کلی کارای پنهونی میکنم همشم تقصیر خودشه اجازه نمیده باهاش راحت باشم خیلی سختگیره تو خونه یدونه ژیلت داریم با اون شیو میکنم تازگیا فهمیدم همونم مال بابام هس یعنی خیلی به غرورم برخورد خیلی چندشم میشه مامانمم اهمیت نمیده یکی برام بخره😔
منم نمیخوام خواهرم سختی های منو بکشه از الان باهاش سعی میکنم صمیمی باشم هر حرفی باشه میاد بهم میگه چند روز پیش اومد بهم گف یکی از همکلاسیام به یکی فهش داده بود و تعریف کرد...
الان ازم پرسید که چجوری موهاتو میزنی منم یادش دادم موهای دستمو پیشش زدم گفتم چجوری باید انجام بده اخه خودمم از این و اون یاد گرفته بودم نخواستم خواهرمم مثل من بشه
آیا اشتباه کردم؟ 🥲