مادر نکنه یکوقت خونِ منو بفروشن
اونایی که بعد از من پوتینامو میپوشن
نگذاری که اسمِ من ابزار غضب باشه
خونِ من و همرزمام بازیچهٔ شب باشه
نگذاری که اسمِ من باطوم بشه تو پهلو
یا تیرِ خلاصی شه تو صورت دانشجو
اونایی که اسمم رو با عربده میخونن
از بغضِ شبِ حمله یک قطره نمیدونن
اونا تو شب آتیش فکرِ جونشون بودن
رنگِ سفره هاشون بود خونِ صد تا مثلِ من