بچه ها من تا سه سال پیش خیلی اکتیو و فعال بودم ، کلاسای مختلف ورزشی و علمی ثبت نام میکردم و تو همشون بهترین بودم
شاگرد ممتاز نمونه دولتی بودم
دانشگاه خوبی مهندسی قبول شدم
روابط اجتماعی خوبی داشتم همیشه بیرون بودم
تو دوست و آشنا و فامیل همیشه تو مراسما کمک میکردم و دوست داشتم همیشه خیرم به دیگران برسه
حتی از حقم بخاطر دیگران میگذشتم
خیلی هوای دیگرانو داشتم و زبونزد فامیل و آشنا بودم
ولی سه ساله دچار دردی شدم ک هیچ دکتری تشخیص نمیده بهترین دکترا و هزینه های زیادی کردم ولی تشخیص نمیدن
تنگی نفس ناشی از صعف شدید قفسه سینه ..
اونقدر که اجازه نمیده حرف بزنم .. نمیتونم صاف بشینم یا به پشت و یا پهلو بخوابم مگرنه نفسم بالا نمیاد عملا فقط تو یه پوزیشن میتونم بخوابم که اونم اونقد اون مدل خوابیدم تمام استخونای اون نقاط درد داره ،، فرص کنین نفست بالا نمیاد درد داری و بارداری ..
از یه طرف نمیتونم کار خونه کنم چون کوچیکترین حرکتی به قفسه سینه فشار میاره وعضلات تنفسیم ضعف میکنه
بدتر اینکه هیشکی درکم نمیکنه میگن هیچیت نیست مگرنه دکتر تشخیص میداد
چون حالم بده و کلافم و بدرد کسی نمیخورم دیگه کسی تحویلم نمیگیره و بهم بی احترامی میکنن و دیگه حسابم نمیکنن ..
مثلا حرف میزنم انگار یه بچم و خودشونو میزنن به نشنیدن و ندیدن اتفاقا ناله و بی ادبی و بی احترامی نمیکنم . تا زمانی که همچیم خوب بود رو سرشون میذاشتن منو اما حالا حتی نگاهمم نمیکنن و حرفمو نمیشنون و مثل یه جسم باهام رفتار میکنن
انگار خیلی اضافیم ،
ولی میدونین دلم لک زده برای بیرون رفتن با دوستام ، خرید کردن ، دانشگاه ، درس ، ظرف شستن و کمک به مامانم ، کلاس رفتن ، مسافرت ، ولی هیچ کاری نمیتونم بکنم مثه جسد گوشه خونه
یه مدت یهو حالم بهتر شد و باردار شدم اما بعد دوماه همه حالتا برگشت ..
میدونین من مامانم بیماره و بخاطر همین از اول بارداری خونه خودم بودم و خودم حواسم به خودم بود .. هیچ وقت گله نکردم .. شکایت نکردم .. بی احترامی و بداخلاقی نکردم ولی دلمو بدجور شکستن
الانم یه هفتس شبا از زجر تنفسی نمیتونم بخوابم ولی دکتر میگه آزمایشا نرماله
دیگه خستم خیلی .. بریدم .. من از دنیا فقط یه نفس راحت میخوام که خوب نمیشه ..
خیلی دارم زجر میکشم نمیتونم حتی بخاطر نفسم گریه کنم ... حتی گریه هم نمیتونم بکنم مگرنه حالم وحشتناک خراب میشه کوچکترین فشاری حتی گریه نفسمو خراب میکنه
چن ماهه دارم به خودکشی فکر میکنم
حرم امام رضا هم سال پیش رفتمو ازش کمک خواستم که لااقل دکترا تشخیص بدن اما اونم نشد
بزرگ ترین آرزوی من مادر شدنه اما با این حال وحشتناکم دیگه نمیتونم .. بخاطر تنگی نفسم اونم شاید داره زجر میکشه قربونش برم ..
میخوام تموم کنم این زندگی رو من تموم تلاشمو کردم ولی نشده .. یه حسی بهم میگه چون زجر شدید تنفسی دارم خدا میبخشه .. اصن خدا بهم مدیونه .. راحت ترین راه با کدوم قرصه ؟