دیروز تلفنی با شوهرم بحث کردم.اینقد بهونه گرفتم و نق زدم دیگه هیچوقت نازمو نمیکشه.
کلا هررررچی بگم حرصشو در بیارم هیچی نمیگه.
تقصیر منم هست تقصیر اونم هست.
صبح تصمیم گرفتم خودمو اصلاح کنم.پاشدم تو این تابه کوچیکا که شبیه قلبه هفت هشتا پنکیک درست کردم و میزصبحونه خوشگل چیدم.نون پنیر خالی خورد با یه چای.پاشد رفت سر کار.
هرچند مدت یبار ک پنکیک درست میکردم براش خیلی ذوق میکرد و تشکر میکرد.میدونست بخاطر اون اینکارو کردم.
منم از ناراحتی که اونهمه زحمت کشیدم پنکیکهارو ریختم سر پلاستیک زباله، زباله هارو دادم بهش ببره.گفت چرا اینارو دور ریختی منم درو روش بستم.😔😔😔
میدونم من خیلی بدم.خودم پارم دستیدستی زندگیمو خراب میکنم.طلسم شدم.