من با داییم خیلی راحتم و مثل برادر باهام
همسرشم باهام فوق العاده صمیمیه
الان ۶ ماهه برادر و زن برادر زن داییم خونشون هستن و رفت و آمد ما فوق العاده کم شده به خاطر اونها
تازه هفته پیش رفتن
از هفته پیش هم مادر زن داییم خونشونه
تو این شش ماه برادر زن داییم چون حوصله بچه نداشت خیلی وقتها زن داییم و بچش خونه مادر من یا مادر بزرگم و... بودن
خیلی وقتام دختر داییم خونه من میموند شب رو