سلام پسر من ۱۳سالشه از ۶سالگی خودم تنهابزرگش کردم،پدرش بخاطربدهی ترک منزل کرد،منم بعدازسه سال غیابی طلاق گرفتم،خیلی برای پسرم زحمت کشیدم هم پدر بودم هم مادر،خیلی اذیتم میکرد منو میزدبددهنی میکرد خدا میدونه چقدر پیش روانپزشک بردم مشاوره بردم تا یه مقار در حد کم خوب شد هرخواستگاری برام میومد شرطم این بود ک پسرمو بپذیره،۸ماهه ازدواج کردی با شخصی که فرزندمو پذیرفته،پسرم از ازدواج من خیلی راضی و خوشحاله،ولی نمیدونم چرا وقتی همسرم برای کار میره شهر دیگه،ازارم میده،وسایل خونه رو پرت میکنه،موهامو میکشه،گازمیگیره،تموم بدنم سیاهه،پیش هیچ مشاوری هم نمیاد تروخدا کمک کنید،اینم بگم ک ربطی ب ازدواج من نداره
یه جورایی دوست داره تو خونه حکومت و قلدری کنه،دیروز سرپا یه لیوان شیرخورد،لیوانو پرت کرد زمین و رفت،۱۵۰ریختم تو کارتش برای یکماه،گیرداده من میخوام برم شنا پول شنارو بده.گفتم خب از پولی ک دادم خرج کن،نخیر باید بدی
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
رفتیم خونه مادرم ،پشت در بودیم زنگو زدیم ،مادرم گفت کیه؟پسرم نزدیک بود گفتم خب ج بده،پسرم گفت بازکن ...
عزیزم آخی چقدر با خودش درگیره
میشه واسه ظهور امام زمانم دعا کنی آخه دوست داره بیاد نجاتم ن بده لطفا واسه این که یه گل داداش بده به هدیه امام رضا دعا کن یه صلوات بفرست الهی خیرشو ببینی خدایا امید اول آخرم خودتی
خیلی ناراحت شدم حتما باید دارو مصرف کنه روانشانس لازم داره هم خودش اذیته هم شما
میشه واسه ظهور امام زمانم دعا کنی آخه دوست داره بیاد نجاتم ن بده لطفا واسه این که یه گل داداش بده به هدیه امام رضا دعا کن یه صلوات بفرست الهی خیرشو ببینی خدایا امید اول آخرم خودتی
سر چیزای الکی،قبلا ک پیش روانپزشک میبردم قرصا باعث چاقیش شد،یکساله تنقلات بیخودو حذف کرده وشامو ناها ...
حس کمبود داره انگار حس میکنه کسی دوستش نداره
میشه واسه ظهور امام زمانم دعا کنی آخه دوست داره بیاد نجاتم ن بده لطفا واسه این که یه گل داداش بده به هدیه امام رضا دعا کن یه صلوات بفرست الهی خیرشو ببینی خدایا امید اول آخرم خودتی
خیلی،وسواس فکری پیدا کرده،یه موقع هایی ک ارومه میام باهاش حرف بزنم میگم ببین وقتی دعوا نمیکنی ارومی چقدر حال من خوبه،فشارم بالا نمیره،میگه اینارو میگی اشک منو دربیاری،میخای چشای من ضعیف بشه
مادرم اینقدر که ب این محبت میکنه به بقیه نوه هاش محبت نمکنه،لباس براش خریده میگه نمیپوشم شاید چیزی کرده باشه من چاق بشم،مادرم سبزی خریده پاک کرده داده بمن،سر سفره ۱۲معصومو تک ب تک باید قسم بخورم که مادرم پودر نزده سم نزده،خداشاهده اگه توپوق بزنم دعوا میشه باید از اول قسم بخورم
خیلی،وسواس فکری پیدا کرده،یه موقع هایی ک ارومه میام باهاش حرف بزنم میگم ببین وقتی دعوا نمیکنی ارومی ...
عزیزم ایشون فکر نیکنه دوستش نداری ازین به بعد راه برو تو خونه بهش بگو میدونی که من چقدر دوستت دارم هیشکی مثل من تورو دوست نداره من دوست دارم تو همیشه سالم و سر حال باشی
مادرم اینقدر که ب این محبت میکنه به بقیه نوه هاش محبت نمکنه،لباس براش خریده میگه نمیپوشم شاید چیزی ک ...
تروخدا داری شوخی میکنی؟دلم کباب شد براش.
ببین مشکل اساسیه خانم شما تو بچگی انقدر شکاک بودین رو پسرتون تاثیر گذاشته من خودمم یکم ازش بزرگترم درکش میکنم بچه بودم انقدر خانوادم گیر میدادن و شکاک بود و و هیچکس اعتماد نداشتن،مثلا چون برادرم قاضی شده بود میگفتن ۱ دونه عکس نندازین ک یوقت پخش نشه برای داداشت دردسر شه،یبار من با دخترخالم عکس انداختم بقدری بهم استرس دادن ک این عکس پخش میشه بابات میکشتت ک من تا چند سال پیش پیش خیابون راه میرفتم جیغ میزدم ازم عکس نگیرین.
پسرتون گوشی داره؟
آرام باش عزیز من،تو هنوز جوانی،برخی از بهترین روزهای زندگی ات هنوز نیامده اند