همسرم با پدرش دعواش شده ولي به من نميگه سر چي همش ميگه سر چيزاي الكي هي به من ميگه خوشحال باش باهاش دعوام شد نميدونم بشكن بزن همش و سر من خالي ميكنه منم گفته تو هيچي بلد نيستي والّا بايد ميدونستي هر كس و چه طور سر جاش احترام بذاري
از منم به اين خاطر ناراحته كه امروز باهاش نرفتم پيش مامان باباش باغ
دو شب پيش رفته بوديم شام ديشبم اونجا بوديم منم دلم نميخواست برم ديگه مگه جرمه حالا خودش رفت دعوا كرده برگشته داره سر من خالي ميكنه