شوهرم میگه که، بچه های برادرم که مسئول پذیرایی بودن... به خودش و برادرهاش میوه تعارف نکردن
وای خدا
آبروم پیش خانواده شوهرم رفت
حالا چیکار کنم
برم به برادرم بگم که چرا حواستون نبود ، میخواد بگه امکان نداره تعارف نکرده باشن و یه عنگ حرف در بیار بودن هم به خانواده شوهرم میخواد بزنه
به شوهرم میگم ، تو ۸ سال ه داماد خانواده مایی ، دیگه غریبه که نیستی، خودت میرفتی میوه تعارف میکردی
خدایا دارم دیوانه میشم
کاش نمیرفتیم اونجا
کاش میگفتم که بیان خونه خودمون
خدایاااااا