سلام من ۱۷سالمه از بچگی با یکی از پسر های فامیل همش هم بازی بودیم تموم عکسا کنار هم از همون بچگیم هم بهم میگفت دوست دارم وقتی بزرگ شدم باهات ازدواج کنم ،البته من بچه بودم بهرحال جدی نمیگرفتیم تا پارسال ک بهم گفت هنوزم دوست دارم و حسم همونه راستش خودمم یجورایی بهش علاقه مندم و اینکه هیچوقت هم درخواست رل و دوستی و اینا اصلا نداشته دختر باز نیس و با کسی هم نبوده ،ی مدت کوتاه هم در حد سلام و اینا پیام میدادیم ک من گفتم بهش بیا الان به هیچی فکر نکنیم و فقط درس بخونیم تلاش کنیم دانشگاه بریم و... قبول کرد .تموم شد ،بنظرتون کارم اشتباهه؟!
من نمیخوام مشکلاتمو حل کنی نمیخوام ناراحتی هامو باهات شریک شم خودم از پسشون برمیام ولی تو فقط اون آغوش گرمی باش که وقتی از جنگیدن خسته میشم، بهش پناه ببرم همین
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
میدونی پسرا تو این سن هورموناشون بالاست نمیشه زیاد رو حرفاشون حساب باز کرد بزار یکم بیشتر تو اجتماع بره دانشگاه بره با آدمای بیشتر تعامل داشته باشه چندتا دختر کنارش ببینه ببین اگه حسش عوض نشد اونوقت بدون حرفش حرف بوده.خیلی ام خودتو درگیرش نکن عزیزم خودتم همینطور به خودتون فرصت بدین اون آقا نه اولین آدم خوب وخواستنی برات رو زمینه نه آخریش . کاش یکنفرم یه زمانی اینارو بمن میگفت
هرکسی خود داند وخدای خودش که چه دردیست در کجای دلش🥺 برا خونه دارشدنم صلوات میفرستی مهربون😍😘
خب خوبه نشون میده پسر عاقلی هست میدونی پسرا تو این سن هورموناشون بالاست نمیشه زیاد رو حرفاشون ...
منم برای همین وارد رابطه نشدم ایشون خیلی راحت میتونست هرکار بکنه ،هیچوقت بهم دست نزده حتی وقتی از کنارم هم میخواد رد بشه خودشو جمع میکنه ک بهم نخوره ...
دقیقاً حرفاتون حرفهای خودمه😅
عزیزم ناراحت شدم براتون 🥺ایشالا بهترین اتفاقات براتون بیفته 💜