عسل
دختر منم میگفت بابا بعد اسم بابام مامانم صدا میزد اسم پسرخالش ولی دریغ از مامان
شوهر منم خیلی خودشو میگرفت تا یه بار اسم شوهرمو شکسته صدا کردم مثلا بابک رو بابی صدا کردم
دخترم از اون موقع به شوهرم اینجوری میگه
شوهرمم میگه ای حسود گفتم حقته میخواستی فخرفروشی نکنی
ولی الانم دخترم بهم دقیقه ای هزار بار صدا میکنه مامان