بیشتروقتا یا مهمونی خونوادگی دارن با خاله هاش و دایی یا میرن تفریح و....
منم نمیدونم چرا حسودی میکنم. راستش چون خودم خیلی جایی نمیرم حسودیم میاد اون هی میره این طرف اون طرف. من بدبخت یا باید درس بخونم یا در هفته یبار شاید جایی برم. خسته شدم دیگه هرروز استرس اینو دارم ک امروز دوباره قراره کجا بره. هروقت میره بیرون یا مهمونی دلم میگیره. حسرتِ خاله داشتن رو دارم. بقیه فامیلامونم بدرد نمیخورن. هیچکی هیچکیو دعوت نمیکنه. الانم رفته مهمونی.😩😞