منم یه روز مامان میشم
یه کوچولو تو دلم درست میشه تو دلم بزرگ میشه جون میگیره نبض میزنه تکون میخوره
منم یه روز دلهره زایمان میگیرم و میرم عمل
منم یه روز از شوق دیدن بچم اشکام بند نمیاد
یه روز یه دهن کوچولو قراره شیره جونمو از سینم میک بزنه
و من ساعتها خیره شم ب دهن کوچولوش
صدای نفس نفس زدنش موقع شیر خوردنو گوش کنم
یه روز دستای کوچولوشو میزاره جلو صورتم و من با یه قطره اشک گنده از خوشحالی بوس میکنم دستشو عمیق و باحس...
ی روز بوی نوزاد اتاقمو پر میکنه و جای این همه برگه ازمایش و نسخه رو قوطی های شیر و لباسای سایز صفر میگیرن
من مطمئنم منم یه روز مامان میشم و اشکام بند نمیاد
امروز چقد دلم میخاست منم مث همه ادمایی ک دیدم یه بچه بغلم بود
چقدر پدر شدن ب شوهرم میاد
چقدر بچه دوست داره و با تشنگی نگاهشون میکنه
خدایا حواست هست بهمون دیگه؟!!!
خدایا میشه زودتر؟
خدایا میشه همین روزا؟
خدایا میشه تا جوونم و ذوق دارم؟
خدایا ...