بعد فردا با دوستش میرن دم خونه علی رضا میبینه علی رضابایه دختر اومره بیرون
هیچی دیگه حالش بد میشه میرند خونه سپهرم میاد ولی اون فقط یه مرده متحرک بوده رفیقش میاد خونه شب سارابهش پی ام میده که ممنون که بود وخداحافظ سریع میرن دم خونش میبینن صدا داد وفریاد میاد.دختره قرص برنج خورده بوده.میمیره.علیرضاهم ازدواج میکنه.سپهر هم از غم سارا همه امدالش برفنامیره