چند ماه پیش شوهرمو تو خونه چاقو زدن. یه چند روز بیمارستان و عمل و بدبختی. دست خالی و تک و تنها بدون پول. خودم بودمو خودم. به بدبختی گذشت اون روزا شوهرم بیکار شد. خیلی سخت گذشت. حالا باز یه چند روزه سنگ کلیه امونشو بریده. بدبختی اینه که تو شهر غریبم و بازم دستم خالیه. ینی زندگی کی میخواد روی خوششو نشون من بده!