یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
خیلی فاکتورا هست..هر نیاز غیرضروری رو با صبر به بچه بدین..یه چیزایی رو اصلا ندین.خودتون آدمای شاکری باشین.چه از خدا..چه از کسانی که براتون خدمتی انجام میدن.تشکر کردنو بلد باشین.نماز زیباترین نوع شکرگزاریه
بچه ندارم، ولی بچه ها تو یه سنی کنجکاو هستن و دلشون میخواد هرچی دست هرکی میبینن داشته باشن.
اگر کم داشته باشن که حسرت به دل و عقده ای بزرگ میشن. باید براشون توضیح بدی که مثلا اگه دوستت اون ماشین رو داره و تو نداری، در عوض تو هواپیما داری که ارزون هم نیست.
من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدانیا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "
از همون اول به نظرم. وقتی همش چشمش به دست بچه های دیگه باشه. خودش هیچ وسیله جالبی نداشته باشه. خونه هرکی بره دوست داره به همه چی دست بزنه چون خونه خودش از همه چی منع شده و خیلی رفتارای دیگه
من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدانیا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "
آره واقعا دیگه هیچی خوشحالشون نمیکنه چون زیاد میخرن براشون ، ما یه سر مداد خوشحالمون میکرد چون بی حساب چیزی برامون نمینمیگرفتن بعضی بچه ها اتاقشون اسباب بازی فروشیه ، هر چیزی بیش از حدش دل آدمو میزنه
تز یکی تو همین سایت شنیدم میگفت از هر ۵ تا خواسته بچه ۲ تاش رو برآورده میکنم
یکی از اقوام نزدیک ی بچه دارن ک از اول هر چی خواسته خریدن ب هر زحمتی ک بوده. الان نوجوونه و ازگوشی اپل و لپ تاپ و اتاق لوکس و وسایل آنچنانی و ... هر چی بگی داره این بچه. ولی اعتماد ب نفس نداره و همیشه هم ناراضیه و غر میزنه. اونروز گفته بود ب مادرش واسه من ماشین بخرید😐 ۱۴ سالشه. گفته بود ۱۷ سالم بشه باید واسم خونه بخرید ازتون جدا شم
نه دیگه در این حد که هیچ وقت هیچی نداشته باشن که نه
بهرحال یه سری چیزا رو باید براش بخرید، یه سری چیزا رو هم بهش یاد بدید که یا لازم نیست، یا قرار نیست حتما همه چی رو داشته بشه یا راه های جایگزین پیدا کنین. مثلا همون کتابخونه که خودتون مثال زدین.
من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدانیا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "