من يك دانش اموزم صبح ها ميرم سر كلاس مجازي بعضي وقت ها معلم ميگه كه مثلا فان مسئله رو توضيح بده يا فلان صفحه فارسي يا قرآن رو بخون وقتي ميخونم و ميام بيرون از اتاقم سه ساعت مادر و خواهر عقده يم به من ميخندن كه صداي تو تا اينجا ميومد خوب من بد بخت گناه كه نكردم رفتم سر كلاس چرا ميخندين ، ميشه يكي بهم راهنمايي كنه كه چكار كنم صدام از اتاق بيرو نره