من ۱۶ سالم بود ک ازدواج کردم باهاش و موقع عقد باخودشم رفتیم نامه گرفتیم زنه گفت حلقویه شاید خونریزی کم شادم اصلا خون نیاد و نامه گرفتم خودمم خاستم بگیرم کسیم بم نگفت تا دیروز شوهرم کتکم زد و دعوا کردیم گفتم دخترمو میبرم گفت ک بیاد چیز دادن تورو ببینه گفتم درست صحبت کن بعد بهم گفت تو ج ... ده ای همون موقع عروسیم من ک خونی ندیدم پارتی کردی نامه گرفتی معلوم نی قبلا ب کی دادی الانم دلت هوس چیز کرده طلاق میخای.... خیلی قلبم شکست ...💔من مثل بقیه نبودم همه رو تست کنم کلا باشوهرم بودم اونم اینجوری بم ظلم میکنه ولی واقعا تحمل تهماتشو نداشتم سپردمش ب خدا😔