2821
2789

نیایش
پست ها: 2893
عضویت: 21/10/1391
1392/9/11 12:49 ق.ظ

مادربزرگ عزیزم یادت بخیر یادت بخیر یادت بخیر
خواستم به اون دوست عزیزی که با مازراتی مشکی پا شده رفته احیا که حاجت بگیره عرض کنم ، عزیزم شما الان سوار حاجت منی ... [smiley]s/sm80.gif[/smiley]

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

مامی یلدا
پست ها: 1954
عضویت: 5/7/1392
1392/9/11 12:51 ق.ظ

یا مادر بزرگم میگه وقتی با شوهرت زیر یه لحافی عاشق و معشوق هم این رو بدون همون که بهترین دوستته میتونه بدترین دشمنت(سارا) بشه پس همون لحظه فکر روزای سخت رو بکن
مادر بزرگ من میگه وقتی زایمان میکنید تو چله تابستون هم باشه بدنهاتونو بپوشونید ......چون تمام مفصلها و استخونهاتون باز سرما بهشون اثر میزاره ......و دقیقا راست میگه

البته علمی این ثابت شده
عجب صبری خدا دارد.
با اون راهنماییت چرا نگفتی لینک بند انگشتی رو بردار اگه بدونی بعد دو ساعت چه سوتی دادم راهنمایی میکنی بگو شاید طرف ناشیه خنددههههههههههه
من هر موقع امضات رو میخونم یاد لگن خاطره ای می افتم که چه بلایی سرش میاد یه سوال چرا اینهمه آمپول
چقدر زود دیر می شود
مادر بزرگ من سارا تک بلای اتیش پاره از قسمت پدری

مادر بزرگ من هیواااا از قسمت مادری
خیلی هدفا توی زندگیم دارم[smiley]s/sm82.gif[/smiley]از قلب مهربونت میخوام برای زودتر رسیدن به هدفام ی صلوات بهم هدیه بدی[smiley]s/sm_29.gif[/smiley]
سپیدبانو
پست ها: 844
عضویت: 24/4/1391
1392/9/11 1:00 ق.ظ

نوه های نازنین قرار نشد به هم بپیچید.شوخی شوخی داره دعوا می شه.بیاین از تجربه ها بگید.چیز یاد بگیریم

سارا و ممول و مامی یلدا با شما بودن ایشون
حالا یه خاطره تعریف کنم از یکی از همکلاسی ها ی دبیرستانم طفلک مادر نداشت و با مادر بزرگ و پدرش زندگی می کرد البته مادربزرگش خیلی پیر و فرتوت بود و همه کارها هم به عهده این دوستم بود.یک روز همه بچه های گروه خودمونو دعوت کرد خونشون که بعد از مدرسه مستقیم بریم اونجا و جاتون خالی نهار ماکارونی درست کرده بود وقتی همه با هم سر رسیدیم و بعد از احوال پرسی با مادر بزرگش مدتی که گذشت و خلاصه سفره پهن شد دیدیم بی بی خانم همونطور نشسته بالای اتاق و قلیون می کشه بهش گفتیم شما تشریف نمی آرید؟با لهجه مشهدی با نمکش گفت نه مادر شما بخورید که نخورده اید منظورش این بود که قبلا نهار خورده.از اون روز تا الآن این بین ما ضرب المثل شده.
یه مادر بزرگی را میشناختم هر زوجی که بچه پیدا میکردن بخصوص اولی را همون روزای اول که حسابی ذوق داشتن بهشون میگفت :مادر این بچه برا هوس نیست برا عوضه!!

یعنی حواست باشه با پدر و مادرت چجوری رفتار میکنی فردا این بچه بزرگ میشه عوضش را بهت میده
آینده ای میسازم که گذشته در مقابلش زانو بزند!......خدایا شکرت
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز