2777
2789
عنوان

سوتی دوران مدرسه بگین باهم بخندیم

195 بازدید | 17 پست

یادم افتاد کلاس سوم دبیرستان بودم بعد یکی از بچها گفت به دعا اعتقاد داری گفتم اره مگه میشه نداشته باشم 

من اوسکول فک میکردم منظورش دعاهای کتاب های مثل دعا کمیل و ....😥


دستهايم را در باغچه مي كارم سبز خواهد شد كوچه اي هست كه در آنجاپسراني كه به من عاشق بودند، هنوزبا همان موهاي درهم و گردن هاي باريك و پاهاي لاغربه تبسم هاي معصوم دختركي مي انديشند كه يك شب او راباد با خود برد   من پري كوچك غمگيني را مي شناسم كه در اعماق اقيانوسي مسكن دارد دلش را در يك ني لبك چوبين  مي نوازد، آرام، آرام.    پري كوچك غمگيني كه شب از يك بوسه میمیرد و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد                        

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

سم ترین چیزی که دیدم این بود دبیرستان بودم دوتا دختره باهم قهر کردن ..بعد تو کاغذ حرفاشونو مینوشتن...این یکی بع اون یکی گفت بامن اشتی میکنی؟؟؟ دختره جواب داد نمیدونم باید برم خونه از مامانم سوال کنم😂😂😂😂😂یعنی منو بزور از کف زمین جمع کردن

ن بابا از خنده پخش میشم میگم من چقد مثبت بودم

🤣🤣یبار من به یه پسر گفتم به دعا اعتقاد داری؟

اونم مثل شما اشتباه برداشت کرد منظورمو گفت آره 

از اونموقع سوژه شده برام 

وقتی تو یه جمعی هستیم نمیتونه سرشو بالا بیاره یا هم پامیشه میره🤣🤣🤣🤣

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  17 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  17 ساعت پیش