بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
یعتی وقتی گریه میکنه ریسه میره کبود میشه پسرمنم اینطوری بود یه دکتر بهم گفت بچه از لوس بازی ا ...
خواهر زاده منم این مدلی بود دکتر همین رو به خواهرم گفته بود . گفته بود برای جلب توجه هست . خواهر زاده منم خوب شد کلا نفسش میرفت و کبود میشد . حالا واقعا نمیدونم بچه یکی دو ساله چطور میتونه خودشه کبود کنه خدا عالمه ولی هرچی دکتر بردند هیچ مشکلی نداشت
ریسه میره دکتر میگفت شروعش با خودشه ولی دیگه وقتی شروع کرد نمیتونه کنترلش کنه اولا نقطه ضعف نشون نده که از این مسئله سوءاستفاده نکنه یواش یواش از سرش می افته
ولی بعد با اینکه خوب شده بود ولی موقع گریه نفسش قطع میشد دقیقا مثل دختر شما نفس نمیکشید و لبهاش کیود میشد ولی از پنج سالگی اینا خوب شد خداروشکر
شمام نکران نباش خوب میشه
زنی را میشناسم من،که در یک گوشه ی خانه،میان شستن و پختن،درون اشپزخانه،سرود عشق میخواند…نگاهش ساده و تنهاست،صدایش خسته و محزون،امیدش در ته فرداست………زنی هم زیر لب گوید گریزانم از این خانه،ولی از خود چنین پرسد:چه کس موهای طفلم را پس از من میزند شانه؟……زنی با تار تنهایی لباس تور میبافد،زنی در کنج تاریکی نماز نور میخواند………زنی را میشناسم من که میمیرد ز یک تحقیر ،ولی آواز میخواند که این است بازی تقدیر……زنی با فقر می سازد،زنی با اشک میخوابد،زنی با حسرت و حیرت گناهش را نمیداند…زنی واریس پایش را زنی درد نهانش را، ز مردم میکند مخفی ،که یکباره نگویندش چه بدبختی،چه بدبختی……زنی را میشناسم من که شعرش بوی غم دارد،ولی میخندد و گوید که دنیا پیچ و خم دارد… تقدیم به بانوان سرزمینم که هرکدام در پس لبخندشان،غمی پنهان دارند…به امید روزی که تمام زنان و دختران این مرز و بوم شاد و آزاد باشند😔
فقط میگم دختره از سرش بره واینکه خطرناکه میترسم میگم زبونم لال یه بار برنگشت چی
سعی کن اصلانذاری گریه ش شدید شه که به اون حدبرسه
خوب میشه
زنی را میشناسم من،که در یک گوشه ی خانه،میان شستن و پختن،درون اشپزخانه،سرود عشق میخواند…نگاهش ساده و تنهاست،صدایش خسته و محزون،امیدش در ته فرداست………زنی هم زیر لب گوید گریزانم از این خانه،ولی از خود چنین پرسد:چه کس موهای طفلم را پس از من میزند شانه؟……زنی با تار تنهایی لباس تور میبافد،زنی در کنج تاریکی نماز نور میخواند………زنی را میشناسم من که میمیرد ز یک تحقیر ،ولی آواز میخواند که این است بازی تقدیر……زنی با فقر می سازد،زنی با اشک میخوابد،زنی با حسرت و حیرت گناهش را نمیداند…زنی واریس پایش را زنی درد نهانش را، ز مردم میکند مخفی ،که یکباره نگویندش چه بدبختی،چه بدبختی……زنی را میشناسم من که شعرش بوی غم دارد،ولی میخندد و گوید که دنیا پیچ و خم دارد… تقدیم به بانوان سرزمینم که هرکدام در پس لبخندشان،غمی پنهان دارند…به امید روزی که تمام زنان و دختران این مرز و بوم شاد و آزاد باشند😔