مثلا میخواد بره بیرون میگه برو شلوارمو بیار بپوشم بعد میگه برو پیرهنمو بیار برو جورابامو بیار
عصری بهم میگه برو فلان بطری رو از یخچال بیار ابش خنکه من اب بخورم رفتم اوردم یه ذره خورده بعد پاشده رفته گذاشته تو یخچال
اومده نشسته پیشم میگه اون خنک نبود برو اون یکی رو بیار تشنمه خودم یادم رفت بردارم
منم عصبی شدم گفتم ب من چه مگه من حمال توام
پاشو خودت اب بخور دیگه تا جوراباتو من میارم ابتو من میارم
علنا منو تو خونه گذاشتی جای یه نوکر
لباساشم از بیرون میاد درمیاره پرت میکنه گوشه خونه من باید جمع کنم
شوهرای شماهم اینطورین یا من حساسم