2777
2789

من الان یک سال ونیمه عقدم 

مامانو بابام واسه یک هفته رفتن مسافرت مادرشوهرمم گفت بیا اینجا منم هرچی گفتم نه خونه خودمون هستم قبول نکرد منم الان ۲روزه اومدم خونه مادرشوهرم 

دیشب مامانبزرگ شوهرم سبزی اورده بود

وقتی شوهرم و پدرشوهرم اومدن از سرکار مادرشوهرم به پدرشوهرم گفت مامانم واست سبزی اورده 

شوهرمم همون لحظه گفت اره بابا یکی مادرزن من یکی مادرزن تو خیلی به فکرمونن وقتی دید کسی به حرفش گوش نداد دوباره تکرار کرد

منم ناراحت شدم چون مامانم هیچی واسش کم نذاشته 

شوهرمم دید من ناراحت شدم اولش یکم جلو مامان باباش تیکه پروند موقع خواب اومد منت کشی و رابطه...

امروزم...👇👇

من حسابم ز همه مردم این شهر جداست...من امیدم به خدا بعدِ خداهم به خداست...❤

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

صبح رفتم خونه خودمون مادرشوهرم زنگ زد گفت واسه ناهار بیا اینجا خواهرشوهرتم میاد منم قبول کردم ظهر رفتم خونشون سر سفره پسر خواهرشوهرم ۵سالشه اومد با نی نوشابه هی فوت میکرد تو صورتم و یکم از توف هاش ریخت رو دستم منم اروم گفتم نکن شوهرم جلو جمع سرسفره یه چشم غره بهم رفت که غذا کوفتم شد الانم حالم خیلی گرفتس

از یک طرف دلم واسه مامانوبابام تنگ شده از یک طرفم این با کاراش منو عذاب میده

من حسابم ز همه مردم این شهر جداست...من امیدم به خدا بعدِ خداهم به خداست...❤

سلام فک کنم جلو مامان خودش باباش اونقد با اون لحن حرف زده یاد گرفته و عادت کرده خواسته ببینه تو چی میگی

عزیزان برای خونه دار شدنم دعا کنین که شدیدا محتاجم.😌😌😌😌.خونه دار شدیم🥹🥹🥹🥹

نمیدونم چیکار کنم با این ناراحتی من و خانوادم واسش مهم نیس  ولی ناراحتی خواهرش واسش مهمه

دلم خیلی شکست سرسفره چون چیزی نگفتم😞😞

من حسابم ز همه مردم این شهر جداست...من امیدم به خدا بعدِ خداهم به خداست...❤
صبح رفتم خونه خودمون مادرشوهرم زنگ زد گفت واسه ناهار بیا اینجا خواهرشوهرتم میاد منم قبول کردم ظهر رف ...

خواهر شوهرت چرا جیزی بع بچش نگفت

عزیزان برای خونه دار شدنم دعا کنین که شدیدا محتاجم.😌😌😌😌.خونه دار شدیم🥹🥹🥹🥹
نباید با هر تعارف و‌دعوتی بری بمونی اونجا

خیلی اسرار کردن عزیزم دو دفعه رفتم خونه خودمون هر دودفعه زنگ زده مجبورم کرده برم خونشون

من حسابم ز همه مردم این شهر جداست...من امیدم به خدا بعدِ خداهم به خداست...❤
خواهر شوهرت چرا جیزی بع بچش نگفت

لوسش کردن عزیزم این بچه هرکاری دلش بخواد انجام میده توقع داشتن توف های بچشون بریزه تو غذای من و من بخورم😐😖

من حسابم ز همه مردم این شهر جداست...من امیدم به خدا بعدِ خداهم به خداست...❤
خیلی اسرار کردن عزیزم دو دفعه رفتم خونه خودمون هر دودفعه زنگ زده مجبورم کرده برم خونشون

میدونم گلم ولی سعی کن نری، بهونه بیار

ای بـےخبـر از من، جا ماندہ ام از تــو 💔 بایــد چه ڪنم با دنیاے پس از تـــو...؟!🖤🥀

مظلوم بازی در نیار قشنگ از همین الان به شوهرت نشون بده ناراحتی رو با دعوا نه ولی هر جور که می‌فهمه نشون بده ناراحتی اینجوری فکر می‌کنه هر چی بگه تو عکس العمل نشون نمی‌دی رفتارهای بدش و بیشتر می‌کنه...برو خونه خودتون بگو اونجا راحت ترم تا بفهمه ناراحت شدی سرسنگین شو باهاش...

تربیت نااهل را چون گردکان بر گنبد است...
خیلی اسرار کردن عزیزم دو دفعه رفتم خونه خودمون هر دودفعه زنگ زده مجبورم کرده برم خونشون

نذار کسی به کاری مجبورت کنه 

اونا لطف دارن اما شما مراقب حریم شخصی و احترام خودت باش چون احترام هرکس دست خودشه

بزرگترین دشمن هرکس خودشه
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792