برای سادگی خانمش دلم میسوزه
بخاطر شرایط کاری ما اون آقا با من و چند تا خانم دیگه در ارتباطه ولی خانمش فقط و فقط ب من اعتماد داره و همیشه ب شوخی و جدی جلوی خود من از اون چند نفر دیگه بد میگه
ولی منو در حدی قبول داره که همیشه دعوتم میکنه خونشون
منم خیلی می پیچونم ک نرم ولی خیلی اصرار میکنه و گاهی میرم
از طرفی برای بچشون کلاس زبان و خوشنویسی میذارم حالا ک تابستونه
ینی من نمیخواستم قبول کنم ولی خانمش بشدت اصرار داشت