آره دیدم چشـــم هایــم جـا ز چشــم تـو گرفت
آتش عشـــــق من و تــو در دلــت دامن گرفت
اختیارِ اتفاقِ عشـقْ در دستانِ منْ ، تـو مـا نیـست
تو گناهی را نیفکندی که می گویی خدا گردن گرفت
ســاده می انگاریــش این عشـــق بی فرجـــام را
سالیــانی عمــر و عقـل و هـوش را از مــن گرفت
ترنم_ترنم#