صبح داستانو واسه مادرشوهرم تعریف کردم گفت من بودم ، چند بار اومدم سر بزنم بهت بچه روش پتو باشه دیدم بیداری برگشتم اومدم، خودتم منو دیدی چرا ترسیدی چشات باز بود🤐😐😐😐😐😐
ولی من نمیدونم چطوری شد تو خواب و بیداری یه پیر زن ترسناک دیدم 😂😂😂😂
خلاصه خواهر شوهرم خیلی خوش بغله 😂😂🤦♀️🤦♀️🤦♀️✌✌