بعد از مدت بسیار زیادی از خونه بیرون اومدم با پسرم اومدیم پارکی که یه رب از خونه مون دوره . شوهرمم طبق معمول شدیدا بدحال بود سردرد شدیییید و بی حالی.یه بار زنگش زدم خیلی بی حال جواب داد.یه حس خیلی بد و تلخ دارم اینکه بی پشتوانه م بدون امنیتم بدون ارامشم ازینکه همیشه سایه مرگ و مریضی رو زندگیمه ناراحتم و مطمینم اگه یه روزی شوهرم بمیره عذاب وجدان شدید هم خواهد داشت😔دلم ارامش میخواد دلم سلامتی شوهرمو می خواد . دلم می خواد دلم به بودنش خوش باشه ولی....😭
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.