از دست مامانم از بس حرف زد حرف زد اینقدر عصبانی شدم برای اولین بار سرش داداشم داد زدم بشین سره جات
دارم میمیرم از عذاب وجدان
اونم فقط میخواست بغلض کنه که گرفتمش بغلش کردم
چرا آه چرا
الان داره رو پام میخوابه
خدا منو میبخشه
خاک تو سرم چرا این کارو کردم
چرا حرصمو سره طفله معصوم خالی کردم
دلم خونه 😭😭😭😭