پدرشوهر من و خانومش از اول کرونا وقتی بهشون میگفتی ماسک بزن یا بیرون نرو و خونت نمیایم ناراحت میشد و میگفت کرونا چیه ،همش دروغه و از این چرت و پرتا
اگر ماهی یکبارم از قم نمیومدیم شهرستان شوهرمو آباد میکرد!
تااینکه اوایل مرداد ماه بود اومدیم خونشون و داشتم ظرفای شام میشستم مادرشوهرم( همون زن بابا) اومد از آبچکون جلوی صورت من ظرف برداره گفت من حالم خوب نیست چند روزه میخوام فردا برم تست بدم😳من ناراحت شدم اومدم به شوهرم گفتم اگ مریضه چرا میاد تو دهن من گفت ک نه بابا احتمالا سرما خورده و اینا
بعد فردای اون روز بعد از سفره ناهار پدرشوهرم شدید حالش بد شد و سردرد شدید گرفت همون روز هم ما برگشتیم خونمون.
سه چهار روز بعد شوهرم حالش بد شد و بعد هم من
متوجه شدیم ک خانوادگی کرونا گرفتیم.
منم چون اعتقاد دارم ک نمیشه تهمت زد هیچی نگفتم ک چرا بزور مارو خونتون بردی وقتی حالت بده و فلان گفتم پدره دلتنگ بچشه بچه هاش غریبن خودش تنهاست شهرستان و این حرفا به کسیم تهمت نزدم چون کرونا یه ویروسه و روی هر بدنی یه واکنشی داره نمیشه بگی کی مریضم کرده