پارسال همین روزا بود ک هرروز صب با گریه کتابو بازمیکردم چقدددد استرس داشتم چقد نا امید بودم چقد شکننده شده بودم از لحاظ روحیم توی شرایط سخت بودم لبخند مردم برام مفهومی نداشت خندیدن یادم رفته بود هفته ی اول ک شروع کردم ب درس خوندن خیلییییی سخت تر از ۴ماه بعدش بود ک بیخوابیو سردرد داشتم آخ ک چقد زمین خوردم پا شدم چقد جنگیدم چقد جلو آینه باخودم حرف زدم خودمو آروم کردم
آره خودم فقطططط خودم
هیچ وقت فک نمیکردم سال بعد همون دانشگاهی ک میخوام باهمون رشته قبول شم
الان ک دارم اینارو مینویسم از ته ته دلم به خودم افتخار میکنم کاری ک بقیه بهش ایمان نداشتن من عملی کردم😃
دمم گرم😅