2789
عنوان

مامانم خیلی رو اعصابه

226 بازدید | 17 پست

امروز خیلی کار داشتم عادت هم بودم کیک درست کردمو از این ژله آکواریومیا مامانم میدونست یه عالمه ظرف دراومده بود تا سقف آشپز خونه کمکم نکرد هیچ هر چی میخورد میزاشت تو سینک کلا کار همیششه مثلا برای امروز نیس.حالن بد بود رفتم تو اتاق دراز بکشم نیومد بپرسه چی شده چته.کلا همیجوریه وقتی مریض باشی انگار سگ مریضه .من ازدواج نکردم سنمم زیاد نیس .واقعا بعضی وقتا حوصلشو ندارم دیگه شک میکنم مامانمه

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



این همه اون کار کرده زحمت کشیده حالا دیگه نوبت توعه 

نترکون دیگه سومین کاربریمه نی نی یار  عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود   خدایا شکرت بابت داشتن یه پدر و مادر دلسوز و یه همسر مهربون دو تا وروجک شیطون فقط تنها چیزی که خدا جون ازت میخوام سلامتی خانوادمه همین   اقایون محترم درخواست دوستی ندید   

عزیزم مادرا هم گذشته سختیای داشتن که حالا تاثیر گذاشته رو‌رفتارشون سعی کنید بیخیال باشید چون با حساس بودن فقط خیلی سخت تر بهتون میگذره و بیشتر اذیت میشن

تیکر رسیدن به آرزومه.خواهر گلم رد میشی یه صلوات واسم بفرست حاجت روا بشم🤗⁦♥️⁩مطمئنم که معجزه خدا رو میبینم و برمیگرده ...
عزیزم مادرا هم گذشته سختیای داشتن که حالا تاثیر گذاشته رو‌رفتارشون سعی کنید بیخیال باشید چون با حساس ...

خیلی وقتا سعی میکنم ولی انگار لذت میبره ازینکه حرص منو دربیاره.نمیدونم خیلس دلم گرفت برا همین اینجا گفتم

دقیقااا مادرمنم همینه حتی بدتررررر فحش ودادوبیداد الانم قهرم باهاش

خوبه یه نفر هم دردی کرد حرف تکراری نزد.ینی چی که این همه اون کار کرده حالا نوبت ماس چه ربطی به کار داره دارم رفتار طرفو میگم .نوکرشم هستم ولی اون موقع که من دارم از درد میمیرم اصن انگار نه انگار درصورتیکه داداشم همون موقع حاش بد بود هی چای میبرد براش نمیتونس برا منم یه دونه بیاره

من زایمان کردم مادرم نیومد بیمارستان مرخص شدم دست تنها نوزاد رو با بخیه سزارین حموم کردم بعد بهش گفتم غذا هیچی هست گفت قورمه سبزیه ولی برات خوب نیست تخم مرغ بپز منم رفتم تو اتاقم . شب بابام فهمید کل روز گرسنه بودم برام غذا گرفت

 « فقد ملئت بطونکم من الحرام و طبع علی قلوبکم شکم‌هایتان از حرام پر شده و بر قلب‌هایتان مُهر خورده است.»  امام حسین علیه السلام
خوبه یه نفر هم دردی کرد حرف تکراری نزد.ینی چی که این همه اون کار کرده حالا نوبت ماس چه ربطی به کار د ...


میفهممم بقران .چون خودم توهمین شرایطم .من ازدرد کمر یا پری باشم تواتاق درازکش نمیگه چته .دیروز غذا درست کردم اخرسال دادم بیرون یه تشکرنکرد کلی غر زد ایرادگرف گفتم خستم یکم دراربکشم اونقدرررر غررررغرر کرد یه لحظه اروم نمیگرف .کلا مراعات حال برادرم داره ولی منو اصلاااا .باهام خیلییی لج هس .دیونم کرد من ضعف اعصاب دارم ازدسشون .

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792