2777
2789
بارها پیش خدا از دل زارم گفتم  از شب تیره از این وسعت تارم گفتم  هیچ پاسخ نشنیدم ، منِ آ ...

گو و ادامه ده بر نطق خویش

که میخواهد خدا بنده ی سیریش

مشو ناامید از نور رحمت 

که اوست اخرین امید در اوج غربت

مشو معترض غزل بانوی از او

که خدا هست و هستی ترین هستی در هست اوست که در نیستی او هرچه هست و نیست،نیست خواهد شد...

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

درود


می‌چڪد 

شبنم احساس قشنگ از قلمم

دل من می‌گوید

می‌شود در دل تلخے،عسل ناب چشید

می‌شود زیبا دید

می‌شود زیبا خواند

می‌شود زیبا گفت

شرط آن است ڪہ زیبایے را

بنشانیم 

پس پنجره‌ے دیده‌ے خویش

گرہ از گیسوے شب باز ڪنیم 

وببینیم سِپیدے سَحر

بگشاییم در و پنجرہ را

و بہ هر رهگذرے

ڪز سر ڪوچه‌ے ما می‌گذرد

بفرستیم بہ لبخند درود

درود#  

خوش نشستی دردلم  کاشانه میخواهی چکار.....؟!!!

من بی سر و سامانم و کاشانه ندارم

شبگردم و در راهم و یک خانه ندارم

شمعی شده ام در شب تاریک زمانه

افسوس و صد افسوس که پروانه ندارم


بداهه

غزلبانو#  

ریشه را در خاک محکم کن که گاهی زندگی / پیشِ پایت آب، گاهی هم تَبَر می آورد 
گو و ادامه ده بر نطق خویش که میخواهد خدا بنده ی سیریش مشو ناامید از نور رحمت  که اوست اخرین ...

صبحت بخیر ، همدم تنهاییم ، رفیق

با من دوباره حس غزل را شروع کن


غزلبانو#  

ریشه را در خاک محکم کن که گاهی زندگی / پیشِ پایت آب، گاهی هم تَبَر می آورد 
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792