من یادمه عاشق یه پسر مو طلایی شدم که الان اون یه دو سالی میشه ازدواج کرده آره اون موقع شاید ده سالم بود برای جلب توجهش یه بار جلوی درمون سر لخت می رقصیدم (تازه موهامو کوتاه کرده بودم) جلوی خواهرم و دوستاش اون با دوچرخش با دوستاش که دوچرخه داشتن رد شد و منو دید انقدر دلم قنج رفت.یادم نمیره حالا گناهم کرده بودم اما توی دلم خبرایی بودا.