حالا تو این چن وقته فقط یه دفه یه ظرف کشک برام آورده و یه ظرف ماست چیکده و یه ظرف هم گیلاس منم داخل ظرفاشو پر نبات یا شکلات کردم دادم بهش
حالا هفته پیش تخم مرغ میخاستم بیشتر از حرص اینکه کلی وسیله می گیره گرنه بخدا میپریدم از سرکوچه می گرفتم گفت یهو به سرم زد ازش پرسیدم تخم مرغ داری گفتش یه دونه دارم، به دو روز نکشید بهم گفت اون تخم مرغی که بهت دادم و اگه داری بده تا شیرینی بپزم بردم بهش دادم گفت ببخشیدا چون شوهرم دیر میاد وگرنه میگفتم برام بخره ازت نمی گرفتم
دیگه ناراحت شدم ازش واقعن و اساسی
دو شب پیش تماس واتساپ گرفته می گه داری سه تا تخم مرغ بدی میخام کیک بپزم منم گفتم ندارم تموم شده در صورتی که داشتم
باز دیشب بهم زنگ زده ساعت نه و نیم اینا بیا بالا لوازم آرایشی اوردم وردار بخر برا خودت منم گفتم الانه که همسرم بیاد و بعدش پول ندارم الان گفت باشه آخر ماه حقوقتو گرفتی بهم بده منم گفتم نه نمیخام فعلن واجبم نیست ( میدونم میخاد یه سودی هم به جیب بزنه یه چیزی از وسایلش براش مفت بیفته برا خودش)
اینا رو با جزییات گفتم بماند که چن دفه اومده جاروبرقیمو گرفته، دستگاه فشار سنج، اتوی مو، حتی بند اندازمو که این یکی و ندادم بهش چندشم میشد - داروی استامینوفن برای بچه اش یا مسکن برای خودش- خاک قند و هل و ووو
بچه ها چه طوری خلاص کنم خودمو - یگه حس می کنم منو خر فرض کرده که اینجوری داره سواستفاده می کنه
دروغ بهش بگم حس خوبی ندارم- حتی این حرفامو با عذاب وجدان نوشتم
تازه نصف وسایلی که ازم گرفته رو نگفتم بخدا یه چیزایی ازم میخاد
یکی بیاد منو فحش بده تا بتونم از سرم باز کنم اینو