رفته بودم خرید کنم،چننننند تا مغازه رفتم،خیلی طول کشید کارم،اخرش اومدم تو تاکسی نشستم یهو دیدم گوشیم نیست😐همون موقع بابام زنگ زده بود فروشنده جواب داده بود گفته بود من دوست پسرشم نیلی حمومه(اسمم روی صفحه ی قفل میاد).هیچی دیگه من تک تک مغازه هارو از دوباره رفتم تا پیداش کردم،فروشنده یه پسر جوون بود،برگشتم خونه دیدم بابام عصبییییی😂بعد مامانم گفت یارو اون چرت و پرتا رو گفته به بابام رنگ به رخسار نداشت🤦🏽♀️طفلک چی کشیده بود اون لحظه از استرس🤦🏽♀️🤣
آفاق را گردیده ام؛ مهر ِ بتان ورزیده ام؛ بسیار خوبان دیده ام، اما تو چیزِ دیگری...💜
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
ميشه لطفا براي حل مشكل مادرم دعا كنيد؟😔 ، لطفا اگه دعا كرديد بهم بگيد تا براتون حمد و ذكر يونسيه بخونم، خيلي سخته مادرت جلوي چشمات آب بشه و هيچكاري ازت برنياد، خدا رو بابت تمام نعماتي كه به من ارزاني داشته، شكرميكنم، ممنون ميشم در تاپيك چالش ناشناسم شركت كنيد🙂🌹 https://harfeto.timefriend.net/16393378956800