بچه ها من خودم مجرد بودم نیمه شعبان با دوست پسرم بیرون بودم اون موقع حقوقا تازه کارتی شده بود بابام آبجیم و میبرد که کمکش کنه پول برداره ما رفتیم شربت بگیریم این دوتا هم دقیقا کنار ما وایستاده بودن بابام خداروشکر مارو ندید ما هم دست تو دست ولی آبجیم دید رنگش پرید سریع بابامو هول داد مسیرو عوض کرد 😂 حالا یه جا دیگه همون روز موقع برگشت دوباره روبه رومون در اومدن بازم آبجیم با رنگ پریده و ترس سریع مسیر و عوض کرد جالبیش اینجاست که من هردو بارم اصلا اینا رو ندیدم😂😂😂