بچه ها امروز با دوست پسرم بیرون بودیم مامانش زنگ زد ک ناهار بریم اونجا با کلی اصرار مجبور شدم برم...البته قراره ازدواج کنیم ولی فعلا جدی نشده و خانواده ها همدیگه رو ندیدن فقط مادرش با مادرم حرف زده...به نظرتون اشتباه بود که رفتم خونشون؟؟؟؟نمیگن چه دختر سبکیه؟؟؟هنگ کردم از صب
هیچی بغلم کردو بوسید مامانشم از قصد پاشد رفت حیاط ک مثلا منو اونتنها باشیم یادمه همون سال هم دانشگاه فرهنگیان قبول شده بود میگفتم حما معلم شده قراره عین ادم باهام رفتار کنه ولی اشتباه میکردم
هدف اول:کاهش وزن وزن الان:۷۱ وزن هدف۶۱ و۱۰کیلو کاهش وزن در عرض پنج ماه هدف دوم: قبولی در آزمون استخدامی سال بعد و معلم شدنم... دوست دارم همسرمو من دوتا کارمند موفق باشیم و الگوی بچه هامون درآینده باشیم... بچه هایی که با دیدن پدرو مادر باسواد و خوبشون مارو الگوی زندگیشون آیندشون قرار بدن🌺👏 #خدایا شکرت
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
عزیزم من حتی عقدم کردم تا دعوت نشده بودم نرفتم دوماه دعوتشون طول کشید منم تواین دوماه هرچی اسرار کردن نرفتم آدم خودش میزان ارزششو میده دست دیگران قبل رفتن باید نظر میپرسیدی نه بعدش
گلومون مونده زیر چاقوی کند روزگار....نه میبره نه ول میکنه!!!!! بیشعوری اگه درد داشت بازم یه عده ای مسکن میخوردن به کارشون ادامه میدادن......... هر چی رو که گفتیم خدا نصیب نکنه فول اچ دی نظاره گرش بودیم!!!
وای بچه ها داغان شدم بااین نظراتوننن....من خودم بهش گفتم اگ برم مامانت فکر بد میکنه و میگه چه دختر سبکیه ولی گفت مامان من خودش دعوتت کرده اصلانم همچین ادمی نیست که ازین فکرا کنه میدونه ما همدیگه رو دوست داریم...نمیدونم شایدم واسه خانواده اونا زیاد بد نیست این چیزا ..ولی خیلی یهویی شد