بدون اینکه قبلش باهام هماهنگ شه ، یهو گفت : قول دادم به رها ، چند روز بیاد خونتون بمونه با دخترت بازی کنه ! دخترم شش سالشه! دیگه چی بگم! همینجوری فرستاد خونم دختر ۱۳ ساله رو ، نه لباسی ، نه چیزی ، تازه میرسه خونم میگه پریودم ! خودشم بی نظم و بی تربیت !هی باید براش نوار بهداشتی از این ور اونور جمع کنم! خودشم بی ادب! یه حرفایی میگه شاخ درمیارم ! میگم نواربهداشتیو درست قرار دادی سر جاش که پس نده ؟! میگه آره گذاشتم رو پرده بکارتم !!!
به من میگه سینه بند ! نیاوردم ! یکی از مال خودتو بده ببندم !!!! اصلا پررو ها!
حالا از اینا گذشته ، بهش دو دست لباس دادم ، از لباسای خونم ، تا بپوشه ، رفتنی با خودش برد! قضیه برا یه ماه پیشه
دیروز خالم زنگ زده میگه : دو دست لباس کهنه داده بودی به دخترم !!!
اونهمه عین آدم بزرگا خدمت کردم به بچش! بیرون بردم ! گردوندم ، هر خوراکی خواست خریدم ،پونصد هزار تومنم پول تو جیبش گذاشتم رفتنی !
جای یه تشکر خشک و خالیشونه !
گند بزنن به این شانس یعنی