من یه زمانی تو زندگیم به نقطه ای رسیدم که خواستم خودکشی کنم. تا مدتها تو فکرش بودم.تا اینکه خبر خودکشی یه خانوم پزشک از اطرافیانمون رو شنیدم
یه خانوم دکتر که همه چی داشت همه چیزایی که من حداقل ارزوشو داشتم.یه زندگی فوق العاده
شوهرش از بهترین و باشرفترین دکترهای متخصص شهرمونه
بعد کم کم وقتی واکنشهای اطرافیان راجع به این خانوم،کارش شنیدم پشیمون شدم.
کم کم توکلم رو به خدا بالا بردم.شروع کردم به نماز شب خوندن که واقعا معجزه بود برام
و خلاصه حالم خوب شد