2777
2789
عنوان

نامزدم + اسکرین😔

| مشاهده متن کامل بحث + 13399 بازدید | 270 پست
@______negar______     بیا اینجا گلم

عاخ جون اسکرین😂😍/

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/

اشکال نداره 

پیجتو  کلا منحل کن 

یه پیج با شماره و ایدی جدید بساز 

پیج تمام اشناهای فضول هم بلاک کن 

اسمت هم  رمزی بنویس که  هیچ کس نتونه پیدات کنه  

بخدا شماها ساده این پیجتونو  میدن به اشنا 

من حتی شماره واتس اپمم  هم نمیدم  

فقط باعث دردسرن

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

انگار قلبم هزار تیکه شده😔

دیگه حد اخر نهایت بیشعوریشو رسونده بنظرمن اصلا لباقت ادامه رابطه نداره وقتی راحت ای کلماتو میگه پس فردا بدترشم میگه.

#اهدای عضو_اهدای زندگی من حامی اهدای عضوم    

تاسف#  

من همیشع ی صندلی واسم کم بود ،کتم واسم تنگ بود ، کفشام برام کوچیک بود،ساعتم خواب میموند و من ازش جلوتر حرکت میکردم .دنیا برا من جای کوچیکیع ،احساس میکنم همع جا بستس و نمیتونم نفس بکشم، انگار همع این لحظع هارو قبلا دیدم، درختا، صدای ابشار،قورباغه ها، اونارو زمانی میبینم ک در حال مردنم/
اسی ینی الان نمیخای نامزدیت روباهاش ب هم بزنی؟؟؟

 نامزد نیست که عقده

امروزفهمیدم که فهمیدن دراین دنیا  تلخ ترین وبدترین حقیقت هستی است.‌ ای کاش ندانی! امروز نبایددانا باشی که دانایی ات  تیشه ای بر رگ های نازک وکلفت گردنت می شود! ای کاش نمیدانستم که میدانم!

عزیزم ولی اگه میتونی جدا شو چون زندگی با این افراد خیلی سخته ممکنه هل لحظه مشکلاتشون برگرده و شما عذاب بکشی 

امروزفهمیدم که فهمیدن دراین دنیا  تلخ ترین وبدترین حقیقت هستی است.‌ ای کاش ندانی! امروز نبایددانا باشی که دانایی ات  تیشه ای بر رگ های نازک وکلفت گردنت می شود! ای کاش نمیدانستم که میدانم!

عزیزم من تاپیکتو الان دیدم 

فارغ از بی اعتمادیش و حرفای زشتی که زده و راهنمایی های بسیار خوبی که بقیه دوستان کردن 

میخوام از تجربه ی دوساله ی دوستیم با یه آدم دوقطبی و افسرده بگم ‌...منم چون هم علمش هم علاقشو داشتم خیلی میخواستم کمکش کنم اما نشد ...

خیلی کمک بهش کردم و پشتش بودم ... میدونی رفتاراش چطور بود؟ مثل الان تو دل من رو میشکست و وقتی داشتم مثل ابر بهاری گریه میکردم بهم میخندید و این که احساسات من رو درک نمیکرد و فقط به حرف بقیه بود زجر آورترین بخشش بود 😔

هرچند که خودم رو براش ثابت کردم و موقع رفتن التماس میکرد اما آخرین جمله ای که گفت این بود که آره منم باید به حرف فلانی گوش میکردم که گفت تو ... ای

درحالی که به پاکی من شک نداشت 

خیلی جاها میدونستم دست خودش نیست کنار میومدم 

اما از یه جایی به بعد دیگه نمیشه اصلا ... دست خودش نبود مثلا قهر میکرد و بعد ۲هفته برمیگشت منم چون فک میکردم باید درکش کنم چیزی نمیگفتم 

خودش پزشک بود ... یعنی میخوام بگم با اینکه خودش علم همه چیزو داشت اما حتا یه ذره هم بهتر نشد چون انگار عادت کرده بود به این وضع که بقیه پرش کنن و رو من که خیلی آروم بودم خالی کنه

خدا بهم کمک کرد و همه چیزو تموم کردم و الان احساس میکنم نفس کشیدنم راحت شده چون انگار وبال گردنم بود😍

بازم میگم این فقط تجربه ی منه و ایشالا که هرچی خیره برات رقم بخوره و خدا کمکت کنه و بتونی بهترین تصمیمو بگیری ❤



❤❤🌸🌸
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792