پارت# دوم
#دردسرهای_مهتا
دیرینگ دیرینگ دیرینگ دیرینگ دیرینگگگگگگ درررینگ
اههههه کیه کله سحر
_الو
اتنا_ پاشو بیدارشو مگه نمیخوایی بیایی مدرسه من دم در خونمون ایستادم منتظر تو مگه امروز قرار نبود نقشه اتو اجرا کنی بیا که دیر شد
_ دارم میام الان میام اومدم
سریع از تخت خواب بلند شدمو و لباسامو تنم کردم و رفتم سرویس وای خدا الان دیرم میشه اوووف خدایا حالا چیکار کنم تا تموم شدنه کارام فکرامو هم کردم همونجا و از سرویس دراومدم ( قبول داری جای خوبیه برا فکرکردن ) حالا بعدا جواب تورو هم میدم الان دیرمه..
_ ماماااااان
_ زهر مار چته کل سحری کجا میری
_ مامان دیرم شدع منو برسون تروخداااااااا
_ کجا برسونمت دختر
_مامان مدرسه دارممممممممممم بدو دیر شد
_امروز جمعه هست
قیافه من 😳😲🤨 اتنا میکشمت ساعتو نگاه کردم ۶ و نیم جیییییغ میکشمت حالمو بهم زدی با این کارات اتی سریع مانتو شلوارمو عوض کردم و سریع یه مانتو بیرون پوشیدم و به طرف حال رفتم
_مامانی
_ دختر من دارم میرم کوه با خاله هات شما میمونی خونه
_ ن منو برسون خونه اتی از اونطرفم مامانشو بردار
_ باشه برو سوار شو تا بریم
ممنون میشم حمایت کنید ❤️