موقع رفتن تو ماشین شوهرم بهم میگه از الان بهت میگم دست ب سیاه سفید نمیزنی ،ی وقت نری دست ب ظرفا بزنی هااا،ی وقت کمکشون ندی پرو میشنااا،خلاصه همیشه میگم عزیزم خواهشا این حرفا رو نگو من خودم میدونم چ کاری رو کجا انجام بدم وقتی هم میرم واقعا دوست دارم کمک بدم چون ب شدت با فرهنگ وعروس دوستن ب جز جاری وسطیم ک با رفناراش متوجه شدم ازم بدش میاد منم سعی کردم دور باشم تا سوتفاهمی پیش نیاد
خلاصه تا من برا کمک بلند میشم شوهرم میگهدست نزنی ب ظرفا هاااا جلو کلی ادم ،میگه مااامان اجازه نده زنم دست ب چیزی بزنه من کلی خجالت میکشم میگم ی وقت فک نکنن من ب تو گوش شوهرم میخونم اینارو
ولی باز گوش نمیدم کمک میدم با اینکه واقعا خانواده شوهرم خیلی خوبن وتوقعی ازم ندارن ولی شوهرم هر بار این رفتارو تکرار میکنه میترسم ی وقت فکر بدی کنن