گرونی ها
به باد رفتن آرزوهای مادی و معنوی م
بیماری وحشتناکی که سایه مرگ انداخته روی سرمون ...
همه شو میدونم ام
عااااشقانه زندگی محقرم رو دوس دارم
هر لحظه برای آب گرم برای نان گرم برای چراغ روشن برای صدای قلب عزیزانم خداروشکر میکنم ...
آفتاب که میفته صبح بیدار میشم میگم خدایا از پس شکرگزاری بر نمیام ....
چرا من انقدر زندگی رو دوس دارم
....