2789
عنوان

قاطی پاتی😉😁

1098 بازدید | 144 پست

سلام خانومهای گل

بیاین اینجا اگر خاطره ای دارین تعریف کنید بخندیم (فقط خواهشا مجاز باشه که منو تاپیک با هم نترکیم)😂

اگر عکس هم دلتون خواست میتونید بذارید فقط خواهشا عکس شخصی خودتون نباشه

دو تا تاپیک در مورد عکس زدم و توضیح دادم که عکس خودتونو توی سایت نذارین(بخدا واسه خودتون میگم)

اگر عکس قشنگی توی گالری دارین

یا عکس حیوانات

عکس طبیعت

عکس گل و گیاه

یا طلا و بدلیجات

هر عکسی از این موارد دلتون خواست میتونید بذارید

خودمم براتون یه خاطره تعریف میکنم

خلاصه تاپیک متعلق به خودتونه

اینجا همه چی قاطی پاتیه (فقط خواهشا خاطره هاتون مجاز باشه) سیم کارت ندارم دوباره عضو بشم 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂

با تشکر 

دوستدار شما : سبزی خانوم 🤗

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

بالاخره یه  روز میخورمش

« Made in pain 💔» به دَشتـی رسیدی بلندتر بخند! بلندتر بخند یادِ خونه بیـوفتُم ..:)                                                           هر هویتی رو رها کردم.‌ هر احساسی رو از بین بردم. هر خاطره‌ای رو‌ دفن کردم و هر آرزویی رو نادیده گرفتم. به نظر میرسه بی‌نقص‌ترین فرصت برای زندگی‌کردنه. بدون زنجیر.                  مردمان شهر برای آزادی تابوت ساختندو برای عشق مرز، غافل از اینکه نه آزادی در تابوت جا میگیرد، نه عشق مرز میشناسد.-ارنستو چگوارا      لینک تاپیک اهدای عضو من کلیک کنید. ❤️

پشه بند😐😂

دیگه سیمکارت ندارم😐 توی تاپیکای سیاسی من دیگه حرف نمیزنم🤐🥺🌺🍃🍃درویشی تهی‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه می‌خواهی؟»درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»🍃🌺🍃   امضامو هفته‌ای یکبار بروز میکنم🤗😍

دیوونه 😂😂😂

منم انتظامات. عکس بزارین ببینیم 😎😎😎🤓🤓😝😝

دمت گرم 😊😊از اینکه بهم خیانت کردی. با دختری که می‌شناختم ریختی روهم. خداروشکر شناختمت 😊خدیا تنها کسی که دوستش دارم فقط تویی😍🙏
@شکلاااااات     @جیگر69     @marzi24     @مامان_بزرگ1   ...

خودم اومده بودم 😂😂😂😂مرسی گلم 🌷🌷🙈

دمت گرم 😊😊از اینکه بهم خیانت کردی. با دختری که می‌شناختم ریختی روهم. خداروشکر شناختمت 😊خدیا تنها کسی که دوستش دارم فقط تویی😍🙏
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

ناشناس💛

verdigris | 44 ثانیه پیش
2791
2779
2792