2777
2789

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

خب ثابت کرده دیگه تو این همه سال

مادربزرگ مادرم زن قشنگی نبود اما مردم میگفتن مهره مار داره بعضیام میگفتن ساحره س. همه عاشقش میشدن. مرد و زن. مرید زیاد داشت، خیلی زیاد. هر جا مینشست همه جذبش میشدن. زیاد میدونست. عجیب بود. شوهرش انقدر عاشقش بود‌ که کور شده بود. چشمش فقط “خانوم” رو میدید. زندگی رو به پاش ریخت، جوونیشو ،عشقشو،مالشو. براش دیوان شعری هم گفت. تا “خانوم” غذا نمیخورد او‌ لب به غذا نمیزد تا “خانوم” تایید نمیکرد او هیچ کاری نمیکرد.” خانوم” که مرد دو روز و ده ساعت بعد او‌هم از غصه دنیا رو ترک کرد.............................من دنیا امدم. روزی روی پای پدرم نشسته بودم شیرین زبونی میکردم، پنج سالم بود. “خانوم”طولانی نگاهم کرده بود و به مادرم گفته بود: ساویس مهره مار داره...❄️💎                                      🤍من یک عدد غواصم🏊🏻‍♀️ دنیای زیر آب خیلی قشنگتر از دنیای روی آبه..🖤 🧜🏻‍♀️🐬🐋      امضام زندگیه خودمه.       

برام زحمت میکشه.دوست داره همیشه کنارم باشه

جلوی خونوادش می ایسته نمیزاره اذیتم کنن

از رفتارا و اینا میشه فهمید


👇❤دو تا بچه بودن توی شکم مادر.اولی  میگه تو به زندگی بعد زایمان اعتقاد داری؟ دومی: آره حتما. یه جایی هست که میتونیم راه بریم شاید با دهن چیزی بخوریم. اولی: امکان نداره. ما با جفت تعذیه می شیم. طنابشم انقد کوتاهه که به بیرون نمی رسه. اصلا اگه دنیای دیگه هم هست چرا کسی تاحالا از اونجا نیومده بهمون نشونه بده. دومی: شاید مادرمونم ببینیم. ولی مگه تو به مامان اعتقاد داری؟ اگه هست پس چرا نمی بینیمش؟ دومی: به نظرم مامان همه جا هست. دور تا دورمونه. اولی: من مامانو نمی بینم پس وجود نداره. دومی: اگه ساکت ساکت باشی صداشو می شنوی و اگه خوب دقت کنی حضورشو حس می کنی.مثل دنياي امروز ما و خدايي كه همين نزديكيست😍...........

چون همه فکر ذکرش منم بفکر آسایش منه شب روز کار میکنه چیزی بخوام نه نمیگه همیشه بفکر اینکه من تو رفاه باشم.بهترین خریدا رو برام میکنه.بهترین خریدا رو برای خونه میکنه.

راستی خدادلم هوای دیروز را کردههوای روزهای کودکی رادلم میخواهد مثل دیروز قاصدکی بردارمآرزوهایم را به دستش بسپارم تا برای تو بیاورددلم میخواهد دفتر مشقم را باز کنم و دوباره تمرین کنمالفبای زندگی رامیخواهم خط خطی کنم تمام آن روزهایی که دل شکستم و دلم را شکستنددلم میخواهد این بار اگر معلم گفت در دفتر نقاشی تانهر چه میخواهید بکشیداین بار تنها و تنها نردبانی بکشم به سوی تودلم میخواهد این بار اگر گلی را دیدمآن را نچینمدلم میخواهد …می شود باز هم کودک شد؟؟راستی خدا!دلم فردا هوای امروز را می کند؟؟؟

خوب خیلی تلاش میکنه ، دغدغه اش همش اینه چیکار کنه پول دربیاره یا مثلا زمین بخره یا ماشینو بهتر کنه ، کلا همه چیزو واس ما میخواد ،  خونه نباشیم به شدت پکر میشه و بی تابی میکنه ، یبار بیمارستان بودم با پسرم اون روز تا فردا رو‌ تو سالن انتظار نشسته بود شبم تو ماشین خوابیده بود باید که خونه مامانم و مامانش یه کوچه فاصله داش، بعدم گااااااهی تو دعوا ها میگم جمع میکنم میرم فوری رنگ و روش سفید میشه مث کچ!! قوربون صدقه میره ک توروخدا بمون😁

نفسم بنده بهتون جوجه های من 😍 پویان عشق❤️ دلوان نفس❤️
خوب خیلی تلاش میکنه ، دغدغه اش همش اینه چیکار کنه پول دربیاره یا مثلا زمین بخره یا ماشینو بهتر کنه ، ...

قیربون صدقه😅

بهش عشقو همین امروز رو کن ، دیگه فردا برای عشق دیره
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز