2789

چند شب پیش که تو تاپیک هامم هست تولد خواهر شوهرم بود که رفتیم خونه مادرشوهرم بعد من شام اصلا نخوردم دوست نداشتم تو چیدن و جمع کردن سفره کمک کردم و بعد شدیدا کمرم درد میکرد به حدی که نتونستم وایستم رفتم تو اتاق دراز کشیدم کمرم آروم بشه نماز بخونم خاله شوهرم و جاری اینامم  اونجا بودن خواهر شوهرم و جاریم تو آشپزخونه طرف میشستن بعد شوهرم گفت پاشو برو طرف بشور گفتم کمرم درد میکنه بعد گفت پاشو برو فلانی داره طرف میشوره تو اومدی اینجا دراز کشیدی گفتم میگم کمرم درد میکنه گفت از این به بعد خواستی بری جایی و کار نکنی و ظرف نشوری اصلا نرو خونه بمون بعد هم بهم گفت دیگه نیا اینجا منم گفتم باشه بعد گفت پاشو ارژانس بگیر برو منم بعد میام منم گفتم دیگه نمیام اخریبارمه بعد خدایی کمرم اینقد درد میکرد وسط نماز نشستم بعد به خواهر شوهرم گفت کمرش درد میکنه ها نیومد کمک منم خواهرش رفت گفتم درد هم نکنه کمک نمیکنم دیگه هم نمیام  خیلی حس  بدی بهم دست داد دیگه میخوام نرم خونه مادرش 



بعد ما هر جا بریم شوهرم با چشم و ابرو اس ام اس میگه برو ظرف بشور نشورم  هم برگردیم  کلی دعوا میکنه که چرا نشستی این در حالی که تو مراسم های خونه بابام مثلا ختم قرآن  یا ولیمه  که داماد های عموم یا پسرعمه و داماد عمم با چهل سال اینا بلند میشن کار میکنن و کمک میکنن ولی شوهر من انگار پادشاه میره اون بالا میشینه و تکون نمیخوره یا دست به هیچی نمیزنه بهشم  بگم میگه  تو میخوای شخصیت منو خورد کنی شوهر من ۲۷ سالشه میگه منو با اونا مقایسه میکنی بعد توقع داره تو مراسم ترحیم  نمیدونم  فامیل شوهر  عمه اش من بلند شم اونجا کمک کنم 

روزگاری شهر ما ویران نبود/دین فروشی اینقدر ارزان نبود/صحبت از موسیقی عرفان بود/هیچ صوتی بهتر از قرآن نبود/دختران را بی حجابی ننگ بود/رنگ چادر بهتر از هر رنگ بود/دختر با حجب و حیا ، قرتی نبود/خانه فرهنگ ، کنسرتی نبود/مرجعیت مظهر تکریم بود/حکم او عالمی را تسلیم بود/یک سخن بود و هزاران مشتری/آن هم از لوث قرائت ها بری/وای که در سالهای سیاهه دوهزار/کار فرهنگی شده پخش نوار/ذهن صاف نوجوانان محل/پر شده از فیلم های مبتذل/پشت پا بر دین زدن آزادگیست/حرف حق گفتن عقب افتادگیست/آخر ای پرده نشین فاطمه/تو برس بر داد دین فاطمه/بی تو منکر ها همه معروف شد/کینه توزی با ولی مکشوف شد/در به روی رشوه گیران باز شد / دشمنی با نائبش آغاز شد/بی تو دلهامان به جان آمد بیا/کاردها بر استخوان آمد بیا...

یعنی مقصر منم 

روزگاری شهر ما ویران نبود/دین فروشی اینقدر ارزان نبود/صحبت از موسیقی عرفان بود/هیچ صوتی بهتر از قرآن نبود/دختران را بی حجابی ننگ بود/رنگ چادر بهتر از هر رنگ بود/دختر با حجب و حیا ، قرتی نبود/خانه فرهنگ ، کنسرتی نبود/مرجعیت مظهر تکریم بود/حکم او عالمی را تسلیم بود/یک سخن بود و هزاران مشتری/آن هم از لوث قرائت ها بری/وای که در سالهای سیاهه دوهزار/کار فرهنگی شده پخش نوار/ذهن صاف نوجوانان محل/پر شده از فیلم های مبتذل/پشت پا بر دین زدن آزادگیست/حرف حق گفتن عقب افتادگیست/آخر ای پرده نشین فاطمه/تو برس بر داد دین فاطمه/بی تو منکر ها همه معروف شد/کینه توزی با ولی مکشوف شد/در به روی رشوه گیران باز شد / دشمنی با نائبش آغاز شد/بی تو دلهامان به جان آمد بیا/کاردها بر استخوان آمد بیا...

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

نه اصلا مقصر نیستی

شوهرمن وقتی هیچکس پیش مادرش نباشع البتع چون پیره میگع دوست داشتی براش کاراش کن 

اما خواهراش یا جاریا باشع میگه دست نزن


دعای نی نی سایتی زود قبول میشه....خوندی ی دعایی برای شفای پدرم بکن .گرفتار سرطان هست.خدایا سلامتی پدرمو بهش ببخش ..الهی آمین 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792