لطفا تا اخر بخونید و بگین چیکار کنم بخدا دیگه کم اوردم..18ماه تو اقدام بودم وقتی هم باردار شدم رابط ممنوع بخاطر خواست شوهرم به دلیل اسیب نرسیدن به جنین و من.محبت میکرد هوامو داشت ولی یغل تعطیل به دلیل ترس اینکه حواسش نباش و محکم بغل کنه.اهل خیانت نیست .از لحاظ سردی هم من از اون گرم مزاج ترم و پیش قدم میشدم تو رابطه بیشتر از طرف من..الان سه ماه نیم زایمان کردم چند بار گفتم بهونه مختلف میاره .میترسم دوباره باردار بشی.وجود بچه..مریضی کرونا..و دلیل های مسخره دیگه که برا همشون راه حل پیدا کردم بازم حرف و بحث عوض میکنه.از بغل و محبتم خبری نیست.تنها چیزی که سرجاش مونده بوس اول صبح موقع رفتن سرکارش..شدیم دو تا همخونه.دیگه نمیخوام کنارم بخوابه مثل ی غریبه کم اوردم بگین چیکار کنم چجوری بگم بره اتاق دیگه .عصبی شدم دلم بغل کردن محبت کردن مورد توجه قرار گرفتن میخواد عصبی شدم.بارها گفتم بغلت ارومم میکنه فلان کار بکن فلان حرف بزن توجه کن به مسخره میگیره زیادم پا پیچ بشم میگه اه باز شروع کردی.فقط بگین چیکار کنم